در شب قتل علی با دل پر خون بنشین

در غم ماتم او با همه عالم بنشین

تا دل مرده کنی زنده،چو عیسای مسیح

چون علی،درگذر حضرت خاتم بنشین

با ملائک به چهارم فلک عرش خدای

مرتضی را غم ای عیسی مریم بنشین

تا زمهر رُخ او کسب کنی نورکمال

ذره سان درره ان نیر اعظم بنشین

صاحب کعبه مگر راز تو پنهان دارد

در حریمش چو من دلکش مُحرم بنشین

توتیا،تا که کند از خاک درت دیده چرخ

بر در خانه ان مفخر عالم بنشینگ

تا شود نقش نگین دل تو نام علی

در غم حیدر کرار چو خاتم بنشین