بر سر دارم در نماز عشق

یا حسین ذکرو رمزو راز عشق

کوفه ای شهره بی وفایی ها

وادی دردو بی حیاحی ها

بیعت خود را از چه بشکستی

شهر نامردیکوفه تو هستی

بر سر دارم در نماز عشق

یا حسین ذکرو رمزو رازه عشق

کوفه حال تو از چه صد رنگ است

از چه بر بامت این همه سنگ است

روی دار عشق مست ذکر یار

پر گشایم من با رخی خونبار

بر سر دارم در نماز عشق

یا حسین ذکرو رمزو راز عشق

یا حسین اید کاروان تو

کوفه میایند کودکان تو

راس من مانده روی دروازه

تا سرت اید بر سر نیزه

 

 

 

ای که به عشقت اسیر خیل بنی ادمند

سوختگان غمت با غم دل خورمند

هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت

با خبران غمت بیخبر از عالمند

یوسف مصر بقا در همه عالم تویی

در طلب مردو زن امده با درهَمند

تاج سرِ بوالبشر خاک شهیدان توست

کین شهدا تا ابد فخر بنی ادمند

خاک سر کوی تو زنده کند مرده را

زان شهیدان تو جمله مسیحا دمند

 

 

می اید شمیم ماتمو جدایی شده رقیه کربلایی

ای خداببین وقارع زینب ستاره هاکنارزینب

وای زوقت رفتنش به کوفه

چه گشته روزگار زینب

حسین حسین عزیز زهرا

یا حسین بدون تو دلم میگیره

خدا تورو ازم نگیره

میکنم دعا خزان نبینی

بهشت ارغوان نبینی

ای ستاره امید زینب

مصیبت جوان نبینی

حسین حسین عزیز زهرا

می گردد به دور خیمه ها ابالفظل

مسیح کربلا ابالفظل

سایه اش بود کنار زینب

وجود او قرار زینب

وای بدون او به روز اخر

کند گره به کار زینب

می اید شمیم ماتمو جدایی شده رقیه کربلایی

ای خداببین وقارع زینب ستاره هاکنارزینب

 

 

حسین حسین عزیز زهرا

بر سر دارم در نماز عشق

یا حسین زکرو رمزو راز عشق

کوفه ای شهر بیوفایی ها

وادیه دردو بی حیا یی ها

بیعت خود را از چه بشکستی

شهر نامردی کوفه تو هستی

یا حسین مولا

بر سر دارم در نماز عشق

یا حسین زکرو رمزو راز عشق

کوفه حال تو از چه صد رنگ است

از چه بر بامت این همه سنگ است

روی دار عشقمست زکر یار

پر گشایم من با رخی خونبار

یا حسین مولا

بر سر دارم در نماز عشق

یا حسین زکرو رمزو راز عشق

یا حسین اید کاروان تو

کوفه می ایند کودکان تو

راس من ماند روی دروازه

تاسرت اید بر سرنیزه

یا حسین مولا

بر سر دارم در نماز عشق

- یا حسین زکرو رمزو راز عشق

ای فروغ بسرم ای چراغ سحرم

از چه خاموش شدی علی اکبر پسرم

بگشا باز دهن با پدر حرف بزن

علی جانم علی

اب غسل تو زخون تیرو نیزه کفنت

جای سالم نبود به تمام بدنت

یار بابا شده ای اربا اربا شده ای

علی جانم علی

ای که از خون جبین پر شده دامان تو

شده از زخم یکی تنُ پیراهن تو

گو چگونه به حرم ،بدنت را ببرم

علی جانم علی

غم تو مشکل من داغ تو بر دل من

خنده قاتل تو میشود قاتل من

دیده بگشا پسرم ، عمه امد زحرم

علی جانم علی

ای زخون شسته شده روی نورانی تو

گشته زخم دل من زخم پیشانی تو

یازهم دیده گشا ، یا بگو یا ابتا

علی جانم علی

خون سر پاک کنم از عقیق یمنت

بلکه یک یا ابتا بشنوم از دهنت

بی تو تنها شده ام، چون کمان تا شده ام

علی جانم علی

از دم تیغ ستم لاله ام چیده شده

عضو عضو بدنش همه پاشیده شده

شسته از خو ن تنش، زرهُ پیروهنش

علی جانم علی


من که سرتا پا دلم محو دیدار خداست

مثل بابایم حسین عاشقی ایین ماست

من زه پیغمبر نشان دیگرم

من گل باغ شهادت اکبرم

واحسینم وا حسین واحسینم وا حسین

اولین رزمنده ام در سپاه هاشمی

بر نمی دارم قدم جزء به راه عاشقی

سر و ازادگان خون خدا

میکند در خیمگه بر من دعا

واحسینم وا حسین واحسینم وا حسین

از شرف ما را خدا برگذیده بر همه

ما حریم کوثریم از تبار فاطمه

نام زیبای علی نام من است

لیلةالقدرم که صبح روشن است

واحسینم وا حسین واحسینم وا حسین



رسم کوفه جز جفا نیست

در دل کوفه وفا نیست

میهمان کشتن روا نیست

کوچه گردی غم نصیبم

من غریبم من غریبم

از غمت اشفته حالم

سنگ کین خورده به بالم

زیر لب اهسته نالم

غیر من یاری نداری

از لبم خون گشته جاری

من غریبم من غریبم

من که هستم کار زارم

از عطش طاقت ندارم

بهر اصغر بیقرارم

تشنه در گهواره گردد

حنجر او پاره گردد

من غریبم من غریبم

زخم جسمم بی شماره

شد تنم زیب قناره

جان طفل شیر خواره

دیگه از کوفه حذر کن

یا حسین ترک سفر کن

من غریبم من غریبم

ای مرا دلبرو سالار حسین کوفه میا

سیدو سرور ودلدار حسین کوفه میا

میچکد روی زمین اشک تماشائی من

در و دیوار کند گریه به تنهائی من

گویمت با لب خندان حسین کوفه میا

به خم موی تو سوگند گرفتار توام

رشته جان به کفم هست وخریدار توام

میروم بر سر بازار حسین کوفه میا

یکنفر نیست بگیرد زمن خسته نشان

میهمان من ودر کوفه شدم سرگردان

ای مرا شمع شب تار حسین کوفه میا

کوفیان ازچه به اشک غم من میخندید

رفتم از دست چرادست مرا میبندید

این منو دیدء خونبار حسین کوفه میا

برده دین ودل من یار کمان ابرویم

بر سر دارم واز یار سخن می گویم

ای مرا مونس و غمخوار حسین کوفه میا

صحبت از چیدن هفتادو دو لاله باشد

سخن از سیلی و زهرای سه ساله باشد

این بود عاقبت کار حسین کوفه میا

سخن از علقمه وساقی ومشک و علم است

صحبت از چشم پر از خون ودو دست قلم است

جان عباس علمدار حسین کوفه میا

ای کشته عشقُ هدف یا ابو فاضل2

جان داده در راه شرف یا ابو فاضل2

یا ابو فاضل2

میر علمدارمنی یا ابو فاضل2

سقا وسالار منی یا ابو فاضل2

یا ابو فاضل2

درود مردان خدا بر تو یا عباس

سلم خیل انبیا بر تو یا عباس

یا ابو فاضل2

جسمت به خاک وخون طپید ای علمدارم

پشت حسین از غم خمید ای علمدارم

یا ابو فاضل2



یا حسین این عشق خود از ما مگیر

انچه را خود داده ای از ما مگیر

هرکجا نامت شنیدم یا حسین

از پیت با سر دویدم یا حسین

جان هر کس دوست داری ای امیر

لذت این نوکری از من مگیر

تو همه صبرو قرار زینبی

تو همه دارو ندار زینبی

یا حسین ویا حسین

عاشقان بی اشک دیده نام او کی میبرند

فاطمه هم میبرد با چشم تر نام حسین

چشمه چوشان کوثر اشک بر اندوه اوست

اسم اعظم باشدُو دارد اثر نام حسین

هر چه میخواهی بگیری از خداوند کریم

در دعای خود بگو وقت سحر نام حسین

بهترین درب بهشت حق بود باب الحسین

جمله اذن دخولش پشت در نام حسین

یا حسین ویا حسین



حرم فلش - ساعت فلش برای وبلاگ و سایت
نوشته شده در تاريخ جمعه 1389/01/20 توسط وحید مالکی

در بیابان هوس گلزار را گم کرده ام...

سایه ی سرو قد دلدار را گم کرده ام...

ره نبردم تا بدانم منزل لیلی کجاست...

کوچه ی  آن یار گل رخسار را گم کرده ام...

یار را گم کرده ام...دلدار را گم کرده ام...

خانه ی آن دلربا از چشم من پنهان بود...

صحن و ایوان و در و دیوار را گم کرده ام...

چشم مست و خواب غفلت عشق و مستی را ربود از دست من...

چشم مست و نیمه خواب یار را گم کرده ام...

ساقی و میخانه و پیمانه را دادم ز کف...

کاسه و خمر و خم و خمار را گم کرده ام...

یار را گم کرده ام...دلدار را گم کرده ام...

در عطا خواهی ز چشم  مست شه غافل شدم...

پادشاه و درگه و دربار را گم کرده ام...

بی ستون کو تیشه کو فرهاد کو تا بنگرند...

دلبر شیرین خوش گفتار را گم کرده ام...

بس که بر حسن رخ مه طلعتان دل باختم....

خال روی آن بت عیار را گم کرده ام

دسترس افسوس و بر زلف کج جانانه نیست...

کوچه ی عشق و ره بازار را گم کرده ام...

یار را گم کرده ام...دلدار را گم کرده ام...


حرم فلش - ساعت فلش برای وبلاگ و سایت
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1389/01/02 توسط وحید مالکی

شب حضرت جواده...بازم حاجتمو داده...

دلم کاظمین،کناره باب المراده...

روی ضریح زیباش میرمو سر می ذارم...

دل امام رضا رو می خوام به دست بیارم...

یا جواد الائمه...یا جواد الائمه...یا جوادالائمه...

دو تا گنبد طلایی عجب صحن با صفایی...

میام به کاظمینت فقط برا گدایی...

جوون ترین امامی جوونا رو دعا کن...

دستمونو بگیر و راهی کربلا کن...

یا جواد الائمه...یاجواد الائمه...یاجوادالائمه...


حرم فلش - ساعت فلش برای وبلاگ و سایت
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1389/01/02 توسط وحید مالکی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ